
دکتر مصاحب از جمله کسانی بود که به تاريخ فلسفه و ياد دادن انديشه اکتفا نميکرد و «هنر انديشيدن» را ياد ميداد. وی با عمل خويش نشان داد که در برابر اراده انسانی،محال نيز سر تسليم فرود میآورد و ميگفت: وقتی همه مقدّمات توانستن در درون ما و يا در دسترس ما هست، چرا نتوانيم؟ فقط بايد خواست و يک قدم برداشت.
بارها روی اين نکته تاکيد مینمود که منطق رياضی، توان اين را دارد که تفکر بشری را از محصور بودن در کادر درست و غلط و صواب و خطا، به مرز ديگری که معنیدار و بیمعنی بودن است فرا برد و بدين طريق در پالودن ذهن از خرافات، پيشداوریها و اوهام، نقش تعيين کنندهای بازی کند.
متأسفانه در زبان فارسی تنها کتاب با ارزش ولی تخصصی در اين مورد، «منطق صورت» نوشته دکتر مصاحب است. در حاليکه منطق ارسطو و منطق ديالکتيک گامهای مهمی برداشته و بخصوص توسط مارکسیستها تشريح شده است، شرح و بسط منطق رياضی، به زبان ساده ، هنوز در آغاز راه است. دکتر مصاحب فقط به آموزش رياضی اکتفا نمیکرد، در جامعهای که تحقير زنان، نهادينه و شرطی شده و عمری با «تاریخ مذکر»! خو کرده بود! یکی از معدود کسانی که با عمل خويش نشان ميداد که زن انسان است، بستنی و پيتزا و کالا نيست! دکتر مصاحب بود. او به همسرش عميقا احترام ميگذاشت و ميگفت «پشت سر هر مرد بزرگ، زنی بزرگ ايستاده است. زنان، نيمه پنهان و نانوشته تاريخاند ... اگر همسران مردان بزرگ و کوشا نبودند و زندگی خانوادگی آنها را امنيت نمیبخشيدند، هيچگاه آنان نمیتوانستند با آسايش خاطر و خيال راحت، به فعاليتهای سياسی، علمی، اجتماعی و فرهنگی دست زنند و نام و يادی از خود بگذارند».
در عين مهربانی ، بسيار جدی بود. از ۱۳۰۶ که به خدمت وزارت معارف درآمد و سمتهای رئيس کل تعليمات عاليه و مدير کل فنی و معاون فنی اين وزارتخانه را داشت، تا بعد که استاد و رئيس بخش رياضی دانشسرای عالی شد و تا دم مرگ ، آرام و قرار نداشت و براستی، خستگی را خسته ميکرد. او معنی علم، و رنج و تلاش را ميدانست و به همين دليل به احدالناسی باج نميداد. به خاطر آنکه حاضر نشد مدارک کماهميت بعضی کشورهای خارجی را که به برخی نورچشميها داده بودند، تأييد کند، از رياست کل تعليمات عاليه کنارش گذاشتند و او را با عنوان مسئول اصلاح تعليمات متوسطه، به دنبال نخود سياه فرستادند. و بعد هم آن قدر در کارش موش دواندند که کلافه شد و کار اجرايی را بوسيد و کنار گذاشت. ميگويند در سال ۱۳۳۴ هم که روزنامه برق را بنيان نهاد و پايش را در کفش حکومت کرد، دولت وقت به نخست وزيری علی سهيلی به خاطر مخالفت شديد و افشاگريهايش به آن کينه ورزيد، و بالاخره هم جلوی روزنامه و افشاگریهایش را گرفت. دکترمصاحب در عين حال که ابا داشت همه دستاوردهای بشر را به ايرانيان نسبت دهد! و «هنر نزد ايرانيان است و بس» را، اوج تنگ نظری ميدانست، به بازشناسی ميراث علمی ايران به ايرانيان بويژه در زمينه علوم بسيار اهميت میداد و میکوشيد که بخشهايی از تاريخ رياضيات ايرانی و اسلامی را که برای جامعه ما ناشناخته است آشکار کند، توجه به خيام به عنوان رياضيدان، بخشی از اين کوشش است. در کتابهايی مانند آناليز رياضی، دائرةالمعارف فارسی و به ويژه تئوری مقدماتی اعداد، نامها و سرگذشتنامههايی از رياضيدانان ايرانی و خدمات علمی آنها آورده است که میتواند برای بررسی تاريخ رياضيات، منبعی دقيق و بسيار غنی باشد.
از يک طرح کوچک، آرمانی بزرگ میساخت. در سال ۱۳۴۵ مؤسسه رياضيات را در دانشسرای عالی تاسيس کرد تا افرادی را تربيت کند که بتوانند رياضيات جديد را در ايران گسترش دهند. بسياری از استادان امروزين رياضيات محض، از شاگردان دکتر مصاحب در مؤسسه رياضيات بودند. میگفت: «اين موسسه، تنبلخانه شاه عباس نيست. هر کس اينجا آمده بايد مثل خود من که کارم را از پنج صبح شروع میکنم، کار بکند؛ روز و شب و تابستان و در کتابخانه. اينجا تعطيلی ندارد.» نا گفته نماند که در حقيقت خودش از ساعت سه نيمه شب کار را شروع ميکرد.
دکتر مصاحب با تأليف سلسله کتابهايی در آموزش رياضيات جديد، قصد داشت در زمينه انتقال رياضيات روز جهان، به ايران زمين، حرکتی به روز و عميق سامان دهد که آغاز آن با کتاب «آناليز رياضی» بود. اين زنجيره با مجلدات «تئوری مقدماتی اعداد» ادامه يافت و متأسفانه با به خاک افتادنش از هم گسيخت. در سپيده دم ۲۱ مهر ۱۳۵۸ آخرين صفحه بخشی از کتاب «تئوری مقدماتی اعداد» را که از چاپخانه آمده بود نمونهخوانی کرد و در حالی که قلم لای انگشتش بود، به خاک افتاد. رياضيات عالی و حتی رياضيات مقدماتی در ايران، پيش از وی وضعيت اسفانگيزی داشت. از تئوری مجموعهها، منطق جديد و رياضيات مدرن خبری نبود. کتابهای درسی رياضی، به سبک تأليف ۱۰۰ سال پيش اروپا و بسيار قديمی بود. اگر امروز سخن از منطق نوين، رياضيات جديد، تئوری مجموعهها، تئوری گروهها، ساختمانهای رياضی، تئوری اعداد، توپولوژی و ديگر مفاهيم نوين رياضی میرود، نتيجه آثار دکترمصاحب، تأسيس مؤسسه رياضيات و دگرگونسازی نظام آموزش رياضی در ايران به وسيله اوست. دکتر مصاحب میخواست انديشههای نو، و نيز آنچه را که از راسل، وايتهد و هاردی در رياضيات و منطق آموخته بود در ايران زمين گسترش دهد. او براستی «پدر ریاضیات جدید» بود.
حدود هفتاد سال پيش مجله رياضيات عالی و مقدماتی را که به نظر میرسد نخستين نشريه رياضی کشور باشد به صورت ماهنامه و در ۱۳ شماره منتشر نمود. اين مجله به مسائل مربوط به رياضيات عالی و مقدماتی میپرداخت و در پی انتقال آگاهيهای تازه درباره رياضيات جهان به دانشآموزان و دانشجويان داخل کشور بود. از آنجا که رياضيات جديد و منطق نوين (منطق علامتی) را او به ايران وارد کرد، طبيعتاً بسياری از علايم جديد را در ميان حروف و علايم موجود رياضی پيدا نميکرد. سفارش طرح علايم جديد رياضی و حروفی از جمله حروف ايرانيک، نخستينبار به وسيله دکتر مصاحب انجام گرفت و آنچه امروز به نام «حروف فارسی خوابيده» يا حروف ايرانيک میشناسيم، نخستينبار طرح آن از سوی وی سفارش داده شد تا فارسیزبانان نيز حروف ايتاليک فارسی داشته باشند. وی اين حروف را بهخاطر کاربرد وسيع آن برای کتاب آناليز رياضی سفارش داد و برای نخستينبار در ايران، آن را در همان کتاب به کار گرفت. اين حروف را نخست، « حروف دکتر مصاحب » نام نهادند اما خودش درخواست کرد که نام آن را تغيير دهند و خود، واژه «ايرانيک» را برای آن برگزيده و به کار برد.
گرچه رعايت طبقهبندی موضوعی و تدوين حروف و رموزی چند، متناسب با اين طبقهبندی به گونهای ديگر در آثار کهن فارسی و اسلامی سابقه دارد، اما هيچ محققی از روش موسوم به پئانو، بینياز نيست. دکتر مصاحب نخستين فردی در ايران است که ازروش پئانو در تأليف آثار خود به ويژه کتابهای رياضی بهره گرفت. ناگفته نماند که جوزپّه پئانو( Giuseppe Peano۱۹۳۲-۱۸۵۸ (رياضيدان ايتاليايی و از مؤسسان منطق جديد که او را پدر اين علم خواندهاند، از شخصيتهای تأثيرگذار و پريادگار در رياضيات و منطق امروز است. از کارهای پئانو در تأليف کتاب، روش شمارهگذاری اوست که به نام وی معروف است. در اين روش عناوين اصلی را با يک شماره، عناوين فرعی را با دو شماره و عناوين فرعیتر را به نسبت فرعیبودن آن با سه شماره و بيشتر مشخص میکنيم. مثلاً عنوان اصلی سوم را با عدد ۳، زير عنوان پنجم آن را با ۵-۳، و زير عنوان ششم اين عنوان فرعی را با ۶-۵-۳ شماره گذاری میکنيم. اين روش اينک رايج شده و کار پژوهشگران را ساده ميکند.
واژهسازی برای اصطلاحات علمی نيز، برای دکتر مصاحب اهميت بسيار داشت. از اين رو نشستی هفتگی در خانه خود تشکيل داده بود که در آن احمد آرام، صفی اصفيا، حسين گل گلاب و مصطفی مقربی و ... حضور داشتند و معادلهای فارسی برای واژههای علمی میساختند. واژه به روز، و «روز آمد» را دکتر مصاحب در برابر Up to date انگليسی نهاد، اما روزآمدتر از او در آن زمان کسی ديگر نبود. اگر به فهرست منابع و مآخذ کتاب هايش مراجعه کنيم میبينم که کليه مراجع مربوط را که تا تاريخ اتمام نگارش کتاب چاپ شده بودند دارد. مراجعی به زبانهای انگليسی، فرانسه و آلمانی برای کتابهای رياضی يا مثالها و مسائل رياضی.
از جمله آثار او ميتوان از کتب زير ياد کرد: «مدخل منطق صورت»؛ «حکيم عمر خيام به عنوان عالم جبر»؛ شاهکاری به نام آناليز رياضی؛ تئوری مقدماتی اعداد؛ توابع مستدير، جبر و مقابله با جداول لگاريتم، براهين الجبر و المقابله عمر خيام، تاريخ علوم رياضی تا زمان عمر خيام، هندسه مسطحه، مثلثات (با همکاری احمد ارشميد)، رسم فنی (با همکاری احمد ارشميد)، فيزيک، همکاری در تدوين فرهنگ اصطلاحات جغرافيايی (با احمد آرام، صفی اصفيا، حسين گل گلاب و مصطفی مقربی)، علوم تفريحی، رساله در باب افراد خانوادههای نادرستکار و شيخ علی دشتی. و بالاخره يادگار بیهمتايش «دائره المعارف دکتر مصاحب».
منبع:
همنشين بهار – سايت Alfabet Maxima

