رندوم هاوس، بزرگترین ناشر دنیا، با گوگل در حال رسیدن به توافقی در زمینه اجرای پروژه جستجوی آنلاین کتاب است.
پروژه گوگل در خصوص جستجوی آنلاین کتاب که زمانی به اعتقاد ناشران بزرگ دنیا، دشمن صنعت نشر به شمار میرفت، اکنون مورد توجه "رندوم هاوس"(Random House)، بزرگترین خانه انتشاراتی دنیا قرار گرفته است.
گوگل و رندوم هاوس درحال رایزنی درخصوص همکاری در پروژه اسکن کردن کتابهای این انتشارات هستند.
گوگل تاکنون توانسته است در اجرای این پروژه با بیش از 10 هزار ناشر بزرگ و کوچک به توافق برسد. این ناشران کتابهای خود را برای اسکن کردن به گوگل ارائه میکنند و گوگل نیز این کتابها را در دسترس خوانندگان آنلاین کتاب قرار میدهد.
همچنین بزرگترین موتور جستجوی دنیا در حال کار با 27 موسسه دانشگاهی و کتابخانه برای توسعه این طرح است.
منبع : خبرگزاري مهر، 24 مهر 1386
اگر تا به حال سري به صفحه جستجوي کتاب گوگل نزدهايد پيشنهاد ميکنم حتما در اولين فرصت اين کار را انجام بدهيد و اين بار اطلاعاتي را که نياز داريد، خصوصآ اطلاعات علمي در کتابهاي جهان جستجو کنيد.
چيز ...
چيز نکن ...
اگه چيز کني ...
اون جاهاي چيزش نريها ...
اگه چيز کني، هر چيز ديدي از چشم خودت ديدي ...
منع. بازداشتن. فکر نکردن به اساس و پايه هر کار، موضوع، عادت. مهمتر از همه مسائل جنسي.
چند شب پيش، با اين کامپيوتر جديدالخريد!! همسايهمان ور ميرفتم. پسر همسايه، پسري حدود 12 يا 13 ساله است. به نظرم کنجکاو و با استعداد. يک کامپيوتر 700 هزار توماني از امشب براي اوست.
شب اول چي گذشت؟
بعد از اينکه قطعات سيستم رو چک کردم، کلي تو کف موندم. هارد: 160 گيگ. سيپييو: 3.6 اينتل. رم: 512. مودم: 3 چيپه و ... . مقايسه کردم با سيستم خودم. هارد: 40 گيگ. سيپييو: 2.4 سلرون اينتل. رم: 256. مودم: 2 چيپه. هر کدوم از درايوهاش اندازه کل هارد من بود!.
بعد از اينکه يه کمي از قسمتهاي مختلف رو بهش ياد دادم، فهميدم خودش يه دور همه رو چک کرده. همه جاش رو بلد بود اون هم توي کمتر از يک روز.
يکي دو تا نرمافزار براش نصب کردم، يه کم توضيح دادم که اين چه کار ميتونه بکنه، گفت فلان کار و فلان کار رو هم ميتونه بکنه؟ گفتم بله. گفت: خوب بقيه رو ياد گرفتم!!.
گفت در اين دو روزي که کامپيوتر را براي من خريدهاند مدام بالاي سرم هستند و ميگويند "خرابش نکني. انقدر باهاش بازي نکن خراب ميشه. شوي خارجي نگاه نکن. اصلآ توش شو نريز. فقط براي درس ازش استفاده کن. بايد بري کلاس زبان".
ولي براي من عجيبه که با اين همه غر غر هاي پدر و مادرش، ذرهاي از کنجکاويش براي کشف اينکه اين وسيله چي هست کم نشده. هنوز يه سؤالش رو کامل جواب ندادم، سؤال بعديش رو ميپرسه. فکر ميکنم با همين پاسخ نصفه نيمه من، خودش ميتونه بقيه پاسخ رو تکميل کنه.
پدر و مادرش نگران بودن. البته پدرش کمتر. نگران از اينکه اين سيستم براي اين بچه زياده، به کارش نميياد. ممکنه ازش استفاده ناجور بکنه. يا اينکه اصلآ خرابش کنه.
يه هزار تومني از جيبم درآوردم و جلوي پدر و مادرش گذاشتم روي ميزش. بهش گفتم اين هزار تومني مال تو البته اگر بتوني اين کامپيوتر رو خراب کني.
پدر و مادرش با تعجب نگاهم کردند.
بهش گفتم فردا شب که اومدم يه کارت اينترنت بخر تا بريم تو اينترنت.
نگراني پدر و مادرش چند برابر شد.
هيچي نگفتم، اومدم.
شب دوم:
پسره ديگه تمام جيک و پوک سيستم رو درآورده بود. ديگهاي جايي نبود که بلد نباشه.
پدر و مادرش گفتن: "اون جاهاي چيزش!! رو قفل کن، نتونه بره".
چيزش؟؟!!
چي چيزش؟!
از قيافشون گرفتم که "چيزش" يعني کدوم "چيزش".
گفتم خيالتون راحت. اگر بچهتون رو درست تربيت کرده باشيد اون جاهاي چيزش نميره. تازه مگه همه اينترنت، اون جاهاي چيزشه؟ اطلاعات علمي داره، اطلاعات فرهنگي داره، سايتهاي مذهبي خوبي داره، خلاصه هر چيز بخوايد داره!!
( من نميدونم اين بدبختي ما از دست اين چيز کي تموم ميشه؟)
آره مشکل اينا هم سر همون هرچيز بود. اگه بخوايم اين طوري فکر کنيم چه قدر بايد ضرر بديم؟ با فکرهاي بسته و کند خودمون اون موقع بايد چه کار کنيم. آيا اين فکرها در آينده ميتوانند دردي از پيکر بيرمق و بيمار اين مملکت درمان کنند.
يا براي فرزندانمان کامپيوتر نخريم يا اگر ميخريم نگراني خودمان را طوري بروز ندهيم که نوجوان فکر کند که حتمآ خبري است.
يا فرزندانمان را وارد يک محيط جديد نکنيم يا اگر وارد کرديم راههاي درست و غلط زندگي در شرايط جديد را به خوبي به او آموزش دهيم و مقايسه و انتخاب را به خود او واگذار کنيم. مطمئن باشيم که اگر نحوه آموزش درست و اصولي باشد، او هم انتخابي درست و اصولي خواهد داشت.
امّا اگر آموزش ما درست نباشد چه؟ آن وقت مقصر انتخاب راه غلط توسط فرزند، خود اوست يا ما؟
اين ويژگي بارز ما انسانهاست که اگر ما را از کاري يا موضوعي منع کنند نسبت به آن حريصتر ميشويم. (الانسان يحرص علي مامنع). من فکر ميکنم اگر ذهن همهي ما ايرانيها رو مثل يک مکعب در نظر بگيريم، بيشترين فکري که اين مکعب رو پر کرده، افکار و مسائل جنسي است. البته مطمئنا آدمهايي هم داريم که خوشفکر و خوشذهن هستند و هيچوقت مسائلي از اين دست ذهن اونها رو مشغول نميکنه. واضحه وقتي که ذهن مشغول باشه، هيچوقت فرصت کافي براي پرداختن به کارهاي مهمتر رو پيدا نميکنه. درست مثل يک برنامه کامپيوتري که در يک حلقه بينهايت گير افتاده.
البته اوضاع کمي بهتر شده. قبلا هر کسي کلمهي اينترنت به گوشش ميخورد، تصوري ذهني از اطلاعات غيراخلاقي موجود در اينترنت رهايش نميکرد. اما حداقل امروز ميدونيم که بهترين کارايياي که اينترنت براي ما داره، کارکرد علمي اينترنت هست و کمک بينظيري که اين معجزه قرن ميتونه به ما بکنه. بيدليل نيست که متخصصان امر، اينترنت رو «بعد دوم زندگي بشر امروز» نامگذاري کردند. و باز هم به نقل از "تيم برنزلي"، پدر اينترنت، اينترنت بازتابي واقعي از جامعهاي است که در آن زندگي ميکنيم. اگر ميبينيم مسائل غيراخلاقي، بخش مهمي از اينترنت را تشکيل دادهاند، بايد به لايههاي پنهان جامعه بنگريم. حتماً مسألهاي وجود داشته است که اينترنت آينه بازتاب آن شده است.
اينترنت چاقوي دو لبهاي است که اگر از آن به روش درست استفاده نکنيم، ميتوانيم با آن به خودمان آسيب مهلک وارد کنيم و اگر از آن به درستي استفاده کنيم، ميتوانيم با اين چاقو، ميوهاي رو پوست بکنيم و بخوريم.
اين نظريه دانشمندان غربي رو قبول ندارم ولي گويا بيربط هم نميگويند. ميگويند:
پيش از نسل بشر، شايد نسلهاي ديگري نيز وجود داشتهاند. نه حتما در کره زمين. شايد در سيارهاي بسيار دوردست. و اگر امروز اثري از آنها نيست، شايد به اين دليل است که آنها با پيشرفت علميشان باعث نابودي خودشان شدهاند. ممکن است نسل ما هم دچار چنين سرنوشتي شود. پيشرفت علمي بشر باعث انقراض نسل او شود. نشانهاي از اين مدعا ميتوانند رباتهاي ساخت بشر باشند که روز به روز جنبههاي بيشتري از زندگي او را تحت تأثير قرار ميدهند و شايد روزي انسانها را تحت کنترل خود درآورند و سپس نابودي.
اما اسلام چنين عقيدهاي ندارد. اسلام و همه اديان الهي و در مواردي اديان غيرالهي، پاياني براي جهان قائل نيستند بلکه از پديدهاي به نام منجي سخن به ميان مياورند.
خيلي دوست دارم نظر شما را هم در اين رابطه بدونم.
"الکس باوز" (Alex Boese) در کتابی با عنوان "فیلها در اسید و دیگر آزمایشات عجیب و غریب" (Elephants on Acid And Other Bizarre Experiments) به بررسی و معرفی بیش از 80 تحقیق بسیار عجیب و شگفتانگیزی پرداخته است که دانشمندان در دهههای گذشته انجام دادهاند.
نسخه خلاصه این کتاب که در اواسط ماه نوامبر سال 2007 (2 هفتهي ديگر) وارد بازار میشود، هفته گذشته در مجله "New Scientist" منتشر شد.
10 تحقیق علمی بسیار عجیب دنیا از این فهرست:
1- تزریق دوز بیش از حد LSD به یک فیل برای مشاهده واکنش فیل ها به این دارو.
نتیجه: LSD برای فیلها خطرناک است!
2- به مسافران يک هواپیمای درحال سقوط گفته شد که در حال مردن هستند و پیش از مرگ بیشترین اشتباهات خود را بنویسند.
نتیجه: موقعیتهای بینهایت استرسزا، تواناییهای ادارکی انسان را خراب میکند.
3- بررسی جنبههای زندگی سگی با دو سر که یک جراح روس آن را به وجود آورده بود.
نتیجه: رد پیوند بافتها موجب میشود حیوان در کمتر از یک ماه جان خود را از دست بدهد.
4- منع کردن افراد از خندیدن در زمانی که نخندیدن برای آنها غیرممکن است. این آزمایش را یک روانشناس به نام "کلارنس یوبا" در دهه 30 روی همسر و فرزندانش انجام داد.
نتیجه: نخندیدن در موقعیتهای خندهدار غیر ممکن است.
5- یادگیری در حال خواب ممکن است. این آزمایش را یک روانشناس آمریکایی به نام "لارنس لیشان" در سال 1942 انجام داد. این روانشناس خود را در اتاقی حبس کرد که گروهی از پسرهای کمسن در آن خوابیده بودند. تمام پسرها عادت ناخن جویدن داشتند و این دانشمند در حالی که آنها خواب بودند مرتب این جمله را تکرار میکرد:" ناخنهای من به طرز وحشتناکی تلخ هستند." در پایان این آزمایش 40 درصد از کودکان عادت بد خود را کنار گذاشتند.
نتیجه: درحال خواب هم میتوان یاد گرفت.
6- افرادی هستند که میتوانند در هر موقعیتی بخوابند! این آزمایش را " یان اوسوالد" از دانشگاه ادیمبرا انجام داد. این دانشمند در سال 1960 از سه داوطلب خواست که چشمهای خود را با چسب نواری بازنگه دارند و برای آنها انواع آسیبهای ممکن را تجویز کرد که شامل روشنکردن ناگهانی چراغها، شوک الکتریکی و موسیقی با صدای بسیار بلند میشد.
نتیجه : هر سه نفر در دوره آزمایش به مدت 12 دقیقه با چشمهای باز خوابیدند.
7- نفرت تنها یک چهره ندارد. این آزمایش را پروفسور "کارنری لندیز" از دانشگاه مینهسوتا در سال 1924 انجام داد. این دانشمند برای گروهی از داوطلبان تجویز کرد که بخار آمونیاک استنشاق کنند، موسیقی جاز گوش کنند، عکسهای غیراخلاقی نگاه کنند و یک سطل پر از قورباغه را روی دست نگه دارند.
نتیجه: پیدا کردن تنها یک بیان مشترک برای ابزار انزجار از تمام این موارد، غیرممکن است.
8- حصول اطمینان از اینکه تب زرد مسری نیست. دکتر "استابینز فیرث" تصمیم گرفت این آزمایش را روی خود انجام دهد. بنابراین استفراغ بیماران مبتلا به تب زرد را خورد و روی زخمهای باز بیماران دست کشید.
نتیجه: پزشک بیمار نشد، اما نه به خاطر اینکه بیماری مسری نیست، بلکه به این دلیل که بعدها کشف شد تب زرد از یک پشه به انسان منتقل میشود.
9- در دهه 30 پروفسور" رابرت کورنیش" از دانشگاه برکلی تلاش کرد زندگی را به تعدادی سگ مرده که در اثر جذام مرده بودند، بازگرداند. در حالی که آنها را به بالا و پایین تکان میداد و به آنها آدرنالین و داروهای ضدلختگی تزریق میکرد.
نتیجه: برخی از این سگهای اهلی به زندگی بازگشتند اما بینایی خود را از دست داده و به مغز آنها به شدت آسیب رسیده بود. این سگها چند ماه زنده ماندند.
10- بوقلمونهای نر در فصل جفتگیری چه رفتاری از خود بروز میدهند؟ این سوال را "مارتین شین" و "ادگار هیل" از دانشگاه پنسیلوانیا در دهه 60 پاسخ دادند. این دانشمندان کشف کردند که فرایند رفتاری جفتگیری این حیوانات چندان هم پیچیده نیست.
نتیجه: برای به هیجان آوردن بوقلمونهای نر فقط کافی است یک تکه چوب که بوی بوقلمون ماده را میدهد در مسیر حرکت آنها قرار داد.
منبع: خبرگزاري مهر، 12 آبان
در تازهترین فهرست ارائه شده از سوی گروه بین المللی Creators Synectics نخبگان جهان معرفی شدند و نام دو محقق و مخترع ایرانی نیز در این میان به چشم میخورد.
در این فهرست 100 اسمی که از سوی گروهی شش نفره بین المللی ارایه شده است علی جوان از محققان برجسته ایرانی و یکی از دو مخترع لیزر گازی در ردیف دوازدهم قرار گرفته است.
نام این محقق برجسته ایرانی و پرآوازه دانشگاه MIT در عرصه فناوری لیزری جهان میدرخشد.
این گروه بین المللی همچنین پردیس ثابتی از محققان برجسته دانشگاههای معتبری نظیر هاروارد، آکسفورد و MIT را به عنوان چهره چهلونهم معرفی کرده است.
در این فهرست که نام چهرههای خبرساز و سرشناسی نظیر اسامه بن لادن و بیل گیتس نیز دیده میشود، از پردیس ثابتی به عنوان یکی از محققان سرشناس جهان در عرصه مطالعات تکاملات انسانی و تاثیرات ژنتیکی بر آن یاد شده است.
بر اساس گزارش "آنوراک" در فهرستی که از سوی گروه بین المللی Creators Synectics ارایه شده آلبرت هافمن دانشمند برجسته سوئیسی در رتبه نخست قرار دارد.
همچنین نلسون ماندلا در رتبه پنجم، استفان هاوکینگ در رتبه هفتم و آندرو وایلز ریاضیدان انگلیسی به طور مشترک با علی جوان در رتبه دوازدهم قرار گرفته است.
منبع: خبرگزاري مهر، 8 آبان 86

