تبليغاتX
يادداشت‌هاي یک دانشجوی ریاضی
یکشنبه 17 تیر1386
تا نیمه دوم شهریور مطلب جدیدی نخواهم داشت

براي پرواز، پيله‌اي بايد ساخت.

لحظه ثبت مطلب: 15:22
چهارشنبه 13 تیر1386
فهميدم که کارشناس کم نداريم!

    اين روزها بنزين و داستانش را آنقدر شنيده‌ايم که اگر من هم بخواهم در اينجا تحليل جديدي ارائه بدهم، مطمئنم که کلمات نازيبايي را نثار من مي‌کنيد. امّا واقعاً نکته جالبي که من به آن توجه کردم و جاي ديگري نشنيدم که کسي آن را گفته باشد اين است که اين روزها همه مردم ايران کارشناس مسائل سياسي- اقتصادي شده‌اند و از کوچک و بزرگ راجع به بنزين نظر مي‌دهند.

    پيرزني را ديدم که به سختي و زحمت راه مي‌رفت و به همراهش مي‌گفت:"حالا که ما مي‌خواستيم بريم مسافرت راه دور، بنزين گران شد. آخه اين احمدي‌نژاد چه کار مي‌کنه؟"

    در اتوبوس شرکت واحد ‌ديدم که چند پسر بچه 12 يا 13 ساله بحثي سنگين و فوق کارشناسي! راجع به اين موضوع مي‌کنند. البته در ايستگاهي نزديک يک دبيرستان دخترانه پياده شدند و فکر مي‌کنم ادامه مذاکراتشان به بعد از دختربازي‌شان موکول شد!

    من، شخصاً اين روزها آنقدر رئيس‌جمهور محبوبم را دوست دارم که براي تحقق آرزوي صادرات بنزين او، اگر بگويد بيا برو در چاه نفت و خفه شو، مي‌روم.       !!!

لحظه ثبت مطلب: 5:5 ~~