الف)
يک بخش خبري را به انتخاب خودتان از يکي از شبکههاي راديو يا تلويزيوني با دقت گوش بدهيد.
چند بار کلمهي «آمريـکا» را ميشنويد؟
يک روز از ساعت 16 تا 23 برنامههاي شبکه آفتاب (شبکه استان مرکزي) را با دقت نگاه کنيد.
چند نفر «روحـاني» ميبينيد؟
ب)
سايت بخش فارسي راديو BBC فيلتر ميشود امّا سايت اصلي BBC که به زبان انگليسي است، فيلتر نميشود.
سايت خبري و پربيننده بازتاب فيلتر ميشود.
همهي سايتها و وبلاگهاي خبري و غيرخبري فارسيزبان بايد خود را به دولت معرّفي کنند.
نتيجه 1: در صداوسيما فقط دو چيز مهم هستند: آمريـکا ، روحـاني.
اين مفهوم رسانه ملّي است؟!
نتيجه 2: اگر مردم ايران ميتوانستند زبان انگليسي را بفهمند بايد کلّ اينترنت فيلتر ميشد.
اين مفهوم اينترنت ملّي است؟!
مطلبي در مجلّه موفقيت و به نقل از روزنامه همشهري جوان خواندم که براي من جالب بود. اميدوارم براي شما هم اينطور باشد:
نکاتي از شيوههاي مديريتي مايکروسافت
رضا فرزين دانشمند ايراني، 2 سال است که براي هستهي اصلي ويندوز شرکت مايکروسافت، برنامهنويسي ميکند. تحصيلات او در رشته علوم کامپيوتر و رياضيات در يکي از دانشگاههاي اروپا است. در فاصلهي کوتاهي که به ايران آمده بود در گفتوگو با يکي از نشريات، صحبتهايي را در خصوص سيستم مديريتي شرکت مايکروسافت بيان کرده است که ميتواند جالب توجّه باشد.
شرکت مايکروسافت روشهاي جالبي را براي يافتن و جذبکردن استعدادهاي کامپيوتري دارد. چند روش که هر روز در اين شرکت براي استخدام افراد جديد استفاده ميشوند عبارتند از:
1- آنها به طور دايم گروههايي را به دانشگاههاي مختلف ميفرستند تا با دانشجويان صحبت کنند و بهترينهايشان را دعوت به همکاري نمايند.
2- در طول فصل تابستان گروههاي دانشجويي که در رشتههاي مرتبط با کامپيوتر درس ميخوانند از شرکت بازديد ميکنند، به آنها کارهاي کوچکي واگذار ميشود تا خودشان را نشان دهند و براي کار در مايکروسافت آماده شوند.
3- کارمندان مايکروسافت اين اختيار را دارند که از بين دوستانشان چند نفري را براي کار در شرکت معرّفي کنند. البته براي اين کار سوابق کاري آنها خيلي مهم است.
4- يک گروه از داخل شرکت هر روز در سايتهاي مختلف کاريابي به جستوجو ميپردازند و از ميان کساني که به نظر ميرسد شرايط لازم را دارند، چند نفري را براي مصاحبه انتخاب ميکنند.
5- يک قسمت از نيروهاي تخصصي هم از طريق جابهجايي افراد بين شرکتها تأمين ميشوند.
رضا فرزين افزود:روزي که قرار است با شما مصاحبه کنند، شما بايد ساعت 8:30 صبح آنجا باشيد. ابتدا گفتوگويي کوتاه درباره اخلاق و روحيات شما انجام ميشود، اينکه از چه چيزهايي لذّت ميبريد و ... . بعد از اين مصاحبههاي تخصصي يکي پس از ديگري شروع ميشوند. تقريباً 7 مصاحبه انجام ميدهند که حدود 8 ساعت طول ميکشد. در هر مرحله، اوّل کمي دوستانه با شما صحبت ميکنند و بعد يک مسأله مطرح ميکنند که شما بايد بتوانيد آن را حل کنيد و يا ميگويند راجع به فلان بخش از شرکت يک ايده بده. برايشان خيلي مهم است که شما توانايي خلاقيت و قدرت حلّ مسأله داشته باشيد. آنها براي اينکه کارمندان و مهندسانشان بهتر کار کنند، کلّي امکانات ورزشي در خود مجموعه مايکروسافت درست کردهاند. در مرکز محوطه اصلي دو زمين فوتبال و يک زمين بيسبال وجود دارد. مردم عادي ميتوانند تيم درست کنند و با بچههاي مايکروسافت بازي کنند!.
دوشنبه 7 خرداد 86، ساعت 17 تا 20 سالن همايشهاي شهيد چمران دانشکده علوم، محل برگزاري مراسم فارغالتحصيلي دانشجويان کارشناسي رياضي ورودي 82 و کارشناسي ارشد ورودي 84 بود.
مراسمي که با همکاري بچهها برگزار شد. بچههاي تيم برگزاري مراسم هم بنده رو قابل دونستند و قرار شد من اين مراسم رو اجرا کنم.
من هم با اينکه اولين تجربهام در اجراي مراسمهايي از اين دست بود، توانستم با حاضران سالن ارتباط خوبي برقرار کنم و در کل اجراي مطلوبي داشته باشم.
3 ساعت اجراي بدون متن، اولين تجربه خوب من بود. هر چند لحظات اول کمي سخت گذشت ولي توانستم به سرعت جوّ محيط رو شناسايي کنم و ارزيابي خوبي از روحيه مخاطبان داشته باشم به طوري که در گام دوم توانستم به اندازه کافي قرابت فکري ايجاد کنم و اين باعث شد، حضّار همکاري خوبي داشته باشند. در اين ميان نوازنده کيبورد همکاري خوبي نداشت و اين باعث ناراحتي من در اجرا شده بود ولي سعي ميکردم ناهماهنگيهاي او را هم بپوشانم.
نمايش بسيار جالبي که جواد جوشنلو و دوستانش اجرا کردند فوقالعاده براي خودم جذّاب بود.
نکته مثبت ديگر اين اجرا، ميکروفون بيسيم بود که توانستم خوب از اين امکان استفاده کنم. چون اجراهاي قبلي که همايشهايي رسمي بودند و من مجبور بودم فقط از تريبون استفاده کنم کمي در ارتباط با مخاطب کار را سخت ميکرد اما اين بار ميکروفون بيسيم فاصله ميان من و مخاطب را به حداقل رسانده بود و من سعي ميکردم کمتر و فقط در مواقع لزوم از سن استفاده کنم و در بقيه موارد در ميان خودِ مخاطبان باشم.
به قول يکي از بچهها من فقط توانايي اجراي مراسم رسمي رو ندارم بلکه توانايي اجراي مراسم بزمي! رو هم دارم.
راست ميگه اما نميدونه که من زياد مايل به اجراي جشنهايي از اين دست نيستم و بيشتر دوست دارم همايشهايي علمي رو اجرا کنم چون افراد فعّال در آنها شاخصترند و اين از لحاظ فکري کمک خوبي به من ميکنه.
چند روز بعد، وقتي فيلم مراسم رو ميديدم تازه يادم افتاد که ما کيک جشن رو نبريديم. اون موقع اصلاً من يادم نبود ولي گويا چند نفر به من اشاره ميکردند که اين کار رو انجام بديم ولي من متوجه نميشدم. در آخر هم کيک همونطور سالم و دستنخورده از سالن بيرون رفت. فکر ميکنم همون موقع بود که طبقه اوّل کيک مورد دستبرد فردي ناشناس قرار گرفت!!.
نکته ديگري که دو نفر از بچهها به صورت محرمانه! به من گفته بودن و ميخواستن کسي متوجه اون نشه و فکر ميکنم کاملاً حرفهاي اون رو پوشش دادم اين بود که داخل پلاستيکي که اسمهاي بچهها براي فوتکردن کيک نوشته شده بود و قرار بود يک نفر از بين اونها با قرعهکشي انتخاب بشه، يک کلک بزرگ زده شد. از همه تصديق گرفتم که اسم همه بچهها داخل اين برگهها آمده ولي واقعيت اين نبود و فقط اسم قاسم عباسي در داخل اونها بود!!.
اميدوارم که به بچهها خوش گذشته باشه.
اگر بچههايي که توي اون مراسم شرکت داشتن، نظرشون رو راجع به نقاط ضعف و قوت من در اجرا، در قسمت نظرات اين مطلب بنويسن ممنون ميشم.
برای دیدن یکی دو عکس دیگر از مراسم می تونید روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب

اولّين روز از خرداد 86 روز جالب و پرباري براي من بود. در اين روز در دانشگاه ما، سميناري تحت عنوان «آشنايي با نرمافزارهاي آزاد/متنباز» از طرف انجمن علمي مهندسي کامپيوتر برگزار شد که خيليخيلي استفاده کردم. شايد تا حالا چهار يا پنج سمينار رياضي در دانشگاه اراک برگزار شده ولي از هيچکدومشون به اندازهي اين سمينار چيز جديد ياد نگرفتم.
قبلاً که مطالعه کرده بودم ميدونستم که لينوکس يه سيستم عامل اوپنسورسه و ميتونيم اگر دانش برنامهنويسي مناسبي داشته باشيم، کرنل و ساير برنامههاي اون رو مورد مطالعه قرار بديم و حتي با تغيير قسمتهايي از اونها خودمون يک توزيع جديد ارائه کنيم. نميدونم چرا قبلاً وقتي که اسم اوپن سورس به گوشم ميخورد اولين نرمافزاري که توي ذهنم مياومد، مرورگر فايرفاکس از شرکت موزيلا بود. البته حق هم داشتم چند سال پيش که فايرفاکس تازه در اختيار کاربران قرار گرفته و حسابي براي اينترنت اکسپلورر مايکروسافت قدرتنمايي ميکرد، اولين بار اونجا بود که فهميدم اوپن سورس يعني چي. بعدها که بيشتر فهميدم و از مزاياي استفاده از اين نرمافزارها بيشتر دونستم، ديدم که واقعاً دنياي جديدي دارن.
توي اين سمينار، مهندس جلال حاج غلامعلي حرف خيلي جالبي زد که قسمت اولش رو واقعاً قبول دارم. ايشون گفتن که: " اگر شما 15 سال هم با ويندوز کار کنيد نميتونيد بفهميد عمل سادهاي مثل شناسايي يک سختافزار جديد از طريق پورت USB چه جوري توسط ويندوز انجام ميشه، امّا وقتي با لينوکس کار ميکنيد اگر کمي باهاش آشنا باشيد به راحتي ميتونيد از مکانيسمش سر در بياريد و حتي اگر توانايي داريد اون رو شخصيسازي بکنيد".
واقعاً حرفش رو قبول دارم. الآن که حدود چهار ساله تقريباً هر روز دارم با ويندوز XP کار ميکنم، نميدونم مکانيسم واقعي عمل سادهاي مثل کپيکردن چه جوري انجام ميشه. و اين يعني من فقط يک کاربر عادي هستم چرا؟ چون مايکروسافت و دار و دستهاش با دادن يه بلک باکس به دست من، منو چشم و گوش بسته بار آوردن و اجازه ندادن که من چيز جديدي از سيستم عامل بفهمم.
نکته جالب ديگهاي که شنيدم و واقعاً از تعجب دهنم باز مونده بود، اين بود که مهندس حاجغلامعلي ميگفت:
«هيچ سيستم عاملي تا حالا به وجود نيومده که کرش نکنه لينوکس هم از اين قاعده مستثني نيست، اما خوبياي که لينوکس نسبت به ويندوز داره اينه که ممکن شما 15 سال، بله 15 سال شبانه روز سيستم عاملتون روي کار باشه و حتي يک بار هم ريبوت نکنه، که ميدونيد ويندوز اينجوري نيست».
بچههاي انجمن مهندسي کامپيوتر يه کار واقعاً مفيد و عالي کرده بودن که خيلي خوشم اومد. اون هم اين بود که به هر نفر از شرکتکنندگان همايش يک سيدي سيستم عامل لينوکس توزيع اوبونتو(Linux ubuntu) دادن. از اين سيدي ميشه حتي بدون نصب و به صورت لايو هم استفاده کرد.
نصب توزيع سنت او اس(CentOS) لينوکس رو هم به صورت کارگاه آموزش دادن که اساسي حال داد. بعد از تموم شدن کارگاه، من با پاسخدادن به سوالي در مورد نصب لينوکس برنده يک توزيع ديگر لينوکس به نام کارامد شدم. البته همراه جايزه يه تيشرت تبليغاتي لينوکس به اضافه چند تا خبرنامه و يک ساک دستي تبليغاتي لينوکس هم بود.
لينوکس توزيع کارامد زياد دلچسب نبود ولي توزيع اوبونتو که کار آفريقاي جنوبي هست واقعا حرفهاي و جذابه. کار کردن باهاش يه حسه عجيبي داره. حس ميکني الآن داري توي آخر دنياي اوپن سورس قدم ميزني و اين توانايي رو بهت ميده که بتوني چيزاي جديد کشف کني. اين همون چيزيه که من هميشه دنبالشم چيزهاي جديد و غيرتکراري.
ديروز توي سايت ماهنامه شبکه هم خوندم که توزيع اوبونتوي لينوکس بهترين توزيع لينوکس شناخته شده. البته من توزيعهاي ديگهاي مثل ردهت، سوسه، سنت او اس و ... رو امتحان نکردم يعني راستش رو بخواي تا حالا از نزديک نديدم که روي سيستمي نصب باشن ولي ميتونم در مورد اوبونتو بگم که هرکس تجربه نکنه، نصف عمرش به فناست!!.
اگر دوست داريد چيزهاي بيشتري در مورد نرمافزارهاي متنباز بدونيد يه سري به سايت "طرح ملي نرمافزارهاي متنباز" به آدرس www.foss.ir بزنيد.
مدتي است که موردي عجيب در آمار بازديدکنندگان وبلاگ ، نظرم رو جلب کرده اما نميتونم دليل درست و قانعکنندهاي براي اون پيدا کنم. مسأله اينه که من در طول جنگ 33 روزه اسرائيل و لبنان، که تابستان 1385 رخ داد از عکسي که در وبلاگ آقاي پهلوزاده بود، با اجازه خودشون در وبلاگم استفاده کردم، تعداد ارجاعهايي که به واسطه همين عکس از موتورهاي جستجو داشتم کاملاً غيرعادي و عجيب است. شايد باور نکنيد ولي آمارهاي وبلاگ من نشان ميدهند که تقريباً 60% بازديدهايي که روزانه از وبلاگ من انجام ميشوند به واسطه جستجوي کاربران براي همين عکس است. البته نبايد فراموش کرد که اين عکس يک عکس غيرعادي و کاملاً گويا درباره جنايتهاي اسرائيل است. عکس جنيني را نشان ميدهد که هنوز متولّد نشده و در شکم مادرش مورد اصابت گلوله قرارگرفته است. نکته جالب توجه ديگر اين است که بيشتر کاربران طالب اين عکس، ايراني نيستند و از کشورهاي مختلف ديگر هستند.
به خاطر همين موضوع تصميم گرفتم که آن عکس را دوباره در وبلاگ کار کنم و پست اختصاصي قبل آن را حذف کنم تا اگر وبلاگ من توسط اين عکس مورد بمباران قرار گرفته، از شرّ آن راحت شوم.
هولناکترين جنايتها در پيشرفتهترين اعصار

من از مسلمانی فقط يک حرکت ورزشی(خواندن نماز) میدانم!! هيچکس جرات حرفزدن ندارد زيرا ممکن است اقتصاد کشورش دچار کمی نقصان و کمبود شود.
هنگامی که يک سرباز اسرائيلی يا آمريکايی را در تلويزيون میبينم در دلم به او نهيب میزنم که جنگيدن با اين همه اسلحه و مهمات در برابر نوزادی که هنوز به دنيا نيامده است که جنگيدن نيست.
من تا به حال حيوانی را نديدهام که چنين جنايتی انجام داده باشد که اين پست فطرتها انجام میدهند.
A child that injured from Israeli invasions.
هفدهمين سمينار آناليز رياضي و کاربردهاي آن، ارديبهشتماه 1387 در دانشگاه اراک برگزار خواهد شد.
مطمئنا اين خبر رو براي اولين بار در اينترنت در وبلاگ من ميخونيد چون خبر اين سمينار هنوز منتشر نشده و بنده به عنوان طراح سايت رسمي اين سمينار اين خبر رو به شما دادم.
آدرس سايتي که براي اين سمينار راهاندازي شده اينه:
لطفا با لينک دادن به اين صفحه ما رو در برگزاري سمينار ياري کنيد.

