تبليغاتX
يادداشت‌هاي یک دانشجوی ریاضی
سه شنبه 9 خرداد1385
عدم تغییر ساعت رسمی کشور موجب سردرگمی ایرانی ها در زندگی روزمره شان شده است.

براي جبران کسري بودجه دولت در سال  85 ، دولت تصويب کرد :

از فروردين سال86 ، ساعت رسمي کشور 10 ساعت به جناحين کشيده مي شود !!

 

 

        در روزهاي پاياني سال 84، همه چيز حتّي سوژه هاي خبري هم به تعطيلي رفته بودند. بخش هاي مختلف شبکه خبر، آنچنان سرگردان و بيکار شده بودند که مسوولان و سردبيران خبر شبکه خبر مجبور شده بودند از زائيدن يک بچّه شير آسيايي در آفريقا، غرق شدن يک پيرزن 24ساله در آبهاي درياي اختسک و ... گزارش ها ، تفسيرها و ميزگردهاي خبري زنده!! پخش کنند. حتّي بعضي وقت ها کار به جايي مي رسيد که گويندگان خبر هم، به جاي خواندن اخبار و گزارش ها، مگس هاي استوديو را مي پراندند.

       در همين هنگام، رئيس جمهور فوق محبوب و استثنايي کشورمان که براي گذراندن تعطيلات سال نو، نهاد رياست جمهوري را با نارضايتي و با التماس کارکنان نهاد ترک کرده بود، تلويزيون سياه و سفيد خانه شان را روشن مي کند و بدون اينکه تبليغات فيلم هاي سينمايي شبکه 2 را نگاه کند، مستقيم به سراغ شبکه خبر مي رود و به سرعت متوجّه اوضاع "ولنگ و وا" ي آن مي شود. آقاي رئيس جمهور هم به سرعت برق، مشکل را ريشه يابي مي کند و به اين نتيجه مي رسد که چون موضوع خبري مهّمي براي تهيه گزارش وجود ندارد و کشور در آرامش کامل رسانه اي به سر مي برد، بايد خودمان يک سوژه خبري داغ توليد کنيم که بتواند تا چند روز پاياني تعطيلات، خوراک شبکه هاي مختلف از جمله شبکه خبر را تأمين کند.

 

امّا مشکل اينجا بود که آقاي رئيس جمهور نمي دانست چه سوژه خبري را توليد کند ؟

بعد از اينکه ساعت هاي طولاني براي حلّ مشکل، سر به جيب مراقبت فرو برده بود ، به هيچ نتيجه اي نرسيد. امّا هنگامي که به ساعتش نگاه کرد تا ببيند چه مدّت براي حلّ مشکل، از ذهنش استفاده کرده است ، ناگهان جرقّه اي در مغزش زده شد و باعث شد که کلّ مشکلات کشور در ثانيه اي حل شود.

حالا ديگر سوژه خبري توليد شده بود چون آقاي رئيس جمهور تصميم گرفته بود که برخلاف سنّت دولت هاي پيشين عمل کند و اعلام کند که امسال هيچ دستي به پيچ هاي تنظيم ساعتمان نمي زنيم.

 

آقاي رئيس جمهور؛

واقعا متشکريم. چون شما مشکلي را در اين کشور حل کرديد که هم از لحاظ رواني و هم از لحاظ مالي مردم کشورمان را آزار مي داد. البتّه در اين بين شرکت هاي ساعت سازي اروپائي خصوصا سوئيس متحمّل خسارت هاي هنگفتي شدند چون ديگر ساعت هاي موجود در ايران به دليل دستکاري بيش از حد در فروردين و مهر هر سال دچار خرابي نمي شوند.

امّا در همين گيرودار معاون پژوهشي پژوهشگاه نيرو ، يکي از افرادي بود که با محاسبات دقيق، تکنيکي و فوق کارشناسي اعلام کرد که :

«تغيير نکردن ساعت رسمي کشور ، امسال 300 ميليارد تومان به صنعت انرژي زيان خواهد رساند.»

البته رقم 300 ميليارد تومان خيلي رقم تابلوئيه . کاش حدّاقل يه رقمي اعلام مي کرد که کسي شک نکنه!!

يکي از نمايندگان مجلس که در خواب زمستاني تشريف داشتند ، اظهار نظر کرده اند که :

«عدم تغيير ساعت رسمي کشور، اوّلين گام مثبت دولت نهم است.»

و اين يعني دولت نهم در اين 10 ماه کار خود، هيچ کار مثبت ديگري نکرده است و مسوولان مملکتي تنها به استانهاي محروم کشور سفر کرده اند و تشکيل جلسات هيئت دولت ، فقط به صورت نمادين برگزار مي شده است.

امّا آنچه بيش از همه مردم را دچار سرگرداني کرده است ، عدم تطبيق ساعت رسمي با افق است زيرا بيشتر ايراني ها عادت دارند که ساعت 6 صبح، نماز بخوانند در حالي که در تابستان طلوع آفتاب ساعت 5 صبح خواهد بود. اين مشکل در شرق و غرب کشور مشهودتر خواهد بود. مثلا در تابستان در مشهد اذان صبح ساعت 2 و طلوع آفتاب ساعت 4 صبح خواهد بود.

امّا گويا دولت از اين اقدام خود اهداف ديگري هم دارد. شايد بتوان از گفته معاون پژوهشي پژوهشگاه نيرو اين طور برداشت کرد که 300 ميليارد تومان ضرر، به خاطر يک ساعت جلو نرفتن ساعت رسمي کشور. پس مي توانيم از فروردين سال86 ، ساعت رسمي کشور را 10ساعت به عقب بکشيم تا 3000ميليارد تومان سود نصيب کشور شود. البته اگر بخواهيم کلّ کسري بودجه را جبران کنيم مي توانيم به ميزان دلخواه ساعت رسمي کشور را عقب بکشيم!

 

لحظه ثبت مطلب: 0:18 ~~
سه شنبه 9 خرداد1385
نشریه مزخرف همکلاسی ، کاری از دانشجویان دانشگاه اراک

در واکنش به ماهيت و فعاليت هاي ابهام برانگيز نشريه «...»

 

COPY RIGHT

نياز اساسي ما

 

 همه مي دانند که يکي ازمهمترين  دلايلي که کشور ما را از پيشرفت سريع در عرصه فناوري اطلاعات ، نشر و به طور کلي دانش باز داشته است ، عدم رعايت قانون "کپي رايت" يا همان حقّ مالکيت معنوي و حقوقي است . قانوني که به نظر مي رسد حتي اگر از سوي مراجع پارلماني و قضايي کشور  تهيه ، تنظيم ، تصويب و اجرا شود ، کسي آنرا رعايت نخواهد کرد چون ما ايراني ها چيزي به نام رعايت حقوق مولّفين و مصنّفين نمي شناسيم و اگر هم بشناسيم شايد اجرا ي آن غير ممکن باشد . کپي کردن يک اثر ، بسيار بسيار راحت تر از درک و فهميدن موّاد وتبصره هاي قانون مالکيت معنوي است !!

برّرسي جوانب قانون کپي رايت و نحوه ي تصويب و اجراي آن ، موضوعي است که به نهادهاي قانونگذار و صاحب نظر در اين زمينه يعني وزارت فناوري اطلاعات ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، قوه قضائيه و مجلس شوراي اسلامي مرتبط است . طرح اين موضوع  از سوي ما نيز ، تنها با هدف بررسي يکي از مصاديق بارز نقض اين قانون ِ وجود نداشته !! است که در دانشگاه اراک صورت مي گيرد .

اخذ مجوّز تأسيس يک نشريه در دانشگاه ما از مسئولين ذي ربط ، راحت تر از گرفتن نمره از اساتيد همين دانشگاه در امتحانات پايان ترم است . اين کاري است که هر دانشجوي ... دانشگاه ما هم مي تواند مجوّز تأسيس نشريه بگيرد .

اما پس از اخذ مجوز تاسيس نشريه چه ...؟

پس از تأسيس نشريه ، فعّاليت ها جهت بيرون آوردن اوّلين شماره آغاز مي شود . در ابتداي کار ، تمام فکر و ذهن دست اندرکاران نشريه اين است که مطالب نشريه بايد کاملا توليدي و ابداعي خود ما باشد .

اما از آنجا که "مغزها هميشه کار نمي کنند" !! پس از مدّتي اينجاست که مي توانيد به وضوحِ غير قابل باور ، بازار داغ شکستن قانون کپي رايت را ببينيد . هر کس مطالب مورد نياز نشريه (خصوصا در زمينه ادبي ) را از روزنامه ، کتاب ، مجلّه و يا هر چيز ديگري که دم دست باشد کپي مي کنند و به عنوان مطلب توليدي!، تحويل سردبير نشريه مي دهد . وقتي کار بستن مطالب  نشريه شروع مي شود ، خيلي جالب است . مطالب اعضا به ترتيب در صفحه بندي ها لحاظ مي شوند . اگر صفحات نشريه پر شد که فبهالمراد ، امّا اگر نشد اينجاست که ايده هاي زيباي اعضا گُل مي کند . ايده هايي که گاه آنقدر مزخرف است که فقط مي توان به آنها خنديد . خودم از نزديک شاهد عملي شدن چنين ايده هايي در هنگام بستن چند شماره از نشريه ..... بوده ام . هر جايي هم فضايي اضافه بيايد و يا بخواهند حجم و تعداد صفحات نشريه را بالا ببرند ، دفتر شعري از يک شاعر گمنام را باز مي کنند و تا جايي که راه داشته باشد عمل زيباي کپي را انجام مي دهند و دست آخر هم نام يکي از اعضاي تيم تهيه نشريه را زير آن درج مي کنند !! .

       اما قصّه به همين جا ختم نمي شود . نوشتن شعارهاي بي پايه و اساس هم در نشريه ، گويي از ملزومات کار است . شعارهايي از قبيل «پر تيراژ ترين نشريه دانشجويي دانشگاه » يا « وابسته نبودن به هيچ حزب ، دسته و تشکل ». شعارهايي که گاه خواننده احساس مي کند اينها هم جزيي از مطالب به اصطلاح طنز !! نشريه هستند. مطالب طنزي که گاه بعد از خواندن آنها به جاي اينکه پيام يا مفهوم جالبي را از نويسنده دريافت کنيم ، به مزخرف محض آن مطالب پي مي بريم و براي نويسنده مطلب و خصوصا اعضاي هيئت تحريريه به خاطر سلايق منفي و کج فهمي ها ، ابراز تاسف مي کنيم . به عنوان مثال مطلبي با عنوان « من تو را دوست دارم!» که در شماره فروردين ماه يکي از نشريات دانشجويي به چاپ رسيد را مي توان نمونه بارزي از اين دست « بي هنري ها» به شمار آورد .

به هر حال آنچه که مسلم است اين است که اکثر نشريات دانشجويي خصوصا نشريات با زمينه فرهنگي ، اجتماعي ، ادبي و طنز از مسير اصلي خود که همانا آگاهي دادن از مسائل روز جامعه به قشر دانشجوست کاملا ره به خطا برده اند و براي حلّ اين معضل بايد چاره اي انديشيد .

 

لحظه ثبت مطلب: 0:16 ~~