چيز ...
چيز نکن ...
اگه چيز کني ...
اون جاهاي چيزش نريها ...
اگه چيز کني، هر چيز ديدي از چشم خودت ديدي ...
منع. بازداشتن. فکر نکردن به اساس و پايه هر کار، موضوع، عادت. مهمتر از همه مسائل جنسي.
چند شب پيش، با اين کامپيوتر جديدالخريد!! همسايهمان ور ميرفتم. پسر همسايه، پسري حدود 12 يا 13 ساله است. به نظرم کنجکاو و با استعداد. يک کامپيوتر 700 هزار توماني از امشب براي اوست.
شب اول چي گذشت؟
بعد از اينکه قطعات سيستم رو چک کردم، کلي تو کف موندم. هارد: 160 گيگ. سيپييو: 3.6 اينتل. رم: 512. مودم: 3 چيپه و ... . مقايسه کردم با سيستم خودم. هارد: 40 گيگ. سيپييو: 2.4 سلرون اينتل. رم: 256. مودم: 2 چيپه. هر کدوم از درايوهاش اندازه کل هارد من بود!.
بعد از اينکه يه کمي از قسمتهاي مختلف رو بهش ياد دادم، فهميدم خودش يه دور همه رو چک کرده. همه جاش رو بلد بود اون هم توي کمتر از يک روز.
يکي دو تا نرمافزار براش نصب کردم، يه کم توضيح دادم که اين چه کار ميتونه بکنه، گفت فلان کار و فلان کار رو هم ميتونه بکنه؟ گفتم بله. گفت: خوب بقيه رو ياد گرفتم!!.
گفت در اين دو روزي که کامپيوتر را براي من خريدهاند مدام بالاي سرم هستند و ميگويند "خرابش نکني. انقدر باهاش بازي نکن خراب ميشه. شوي خارجي نگاه نکن. اصلآ توش شو نريز. فقط براي درس ازش استفاده کن. بايد بري کلاس زبان".
ولي براي من عجيبه که با اين همه غر غر هاي پدر و مادرش، ذرهاي از کنجکاويش براي کشف اينکه اين وسيله چي هست کم نشده. هنوز يه سؤالش رو کامل جواب ندادم، سؤال بعديش رو ميپرسه. فکر ميکنم با همين پاسخ نصفه نيمه من، خودش ميتونه بقيه پاسخ رو تکميل کنه.
پدر و مادرش نگران بودن. البته پدرش کمتر. نگران از اينکه اين سيستم براي اين بچه زياده، به کارش نميياد. ممکنه ازش استفاده ناجور بکنه. يا اينکه اصلآ خرابش کنه.
يه هزار تومني از جيبم درآوردم و جلوي پدر و مادرش گذاشتم روي ميزش. بهش گفتم اين هزار تومني مال تو البته اگر بتوني اين کامپيوتر رو خراب کني.
پدر و مادرش با تعجب نگاهم کردند.
بهش گفتم فردا شب که اومدم يه کارت اينترنت بخر تا بريم تو اينترنت.
نگراني پدر و مادرش چند برابر شد.
هيچي نگفتم، اومدم.
شب دوم:
پسره ديگه تمام جيک و پوک سيستم رو درآورده بود. ديگهاي جايي نبود که بلد نباشه.
پدر و مادرش گفتن: "اون جاهاي چيزش!! رو قفل کن، نتونه بره".
چيزش؟؟!!
چي چيزش؟!
از قيافشون گرفتم که "چيزش" يعني کدوم "چيزش".
گفتم خيالتون راحت. اگر بچهتون رو درست تربيت کرده باشيد اون جاهاي چيزش نميره. تازه مگه همه اينترنت، اون جاهاي چيزشه؟ اطلاعات علمي داره، اطلاعات فرهنگي داره، سايتهاي مذهبي خوبي داره، خلاصه هر چيز بخوايد داره!!
( من نميدونم اين بدبختي ما از دست اين چيز کي تموم ميشه؟)
آره مشکل اينا هم سر همون هرچيز بود. اگه بخوايم اين طوري فکر کنيم چه قدر بايد ضرر بديم؟ با فکرهاي بسته و کند خودمون اون موقع بايد چه کار کنيم. آيا اين فکرها در آينده ميتوانند دردي از پيکر بيرمق و بيمار اين مملکت درمان کنند.
يا براي فرزندانمان کامپيوتر نخريم يا اگر ميخريم نگراني خودمان را طوري بروز ندهيم که نوجوان فکر کند که حتمآ خبري است.
يا فرزندانمان را وارد يک محيط جديد نکنيم يا اگر وارد کرديم راههاي درست و غلط زندگي در شرايط جديد را به خوبي به او آموزش دهيم و مقايسه و انتخاب را به خود او واگذار کنيم. مطمئن باشيم که اگر نحوه آموزش درست و اصولي باشد، او هم انتخابي درست و اصولي خواهد داشت.
امّا اگر آموزش ما درست نباشد چه؟ آن وقت مقصر انتخاب راه غلط توسط فرزند، خود اوست يا ما؟
اين ويژگي بارز ما انسانهاست که اگر ما را از کاري يا موضوعي منع کنند نسبت به آن حريصتر ميشويم. (الانسان يحرص علي مامنع). من فکر ميکنم اگر ذهن همهي ما ايرانيها رو مثل يک مکعب در نظر بگيريم، بيشترين فکري که اين مکعب رو پر کرده، افکار و مسائل جنسي است. البته مطمئنا آدمهايي هم داريم که خوشفکر و خوشذهن هستند و هيچوقت مسائلي از اين دست ذهن اونها رو مشغول نميکنه. واضحه وقتي که ذهن مشغول باشه، هيچوقت فرصت کافي براي پرداختن به کارهاي مهمتر رو پيدا نميکنه. درست مثل يک برنامه کامپيوتري که در يک حلقه بينهايت گير افتاده.
البته اوضاع کمي بهتر شده. قبلا هر کسي کلمهي اينترنت به گوشش ميخورد، تصوري ذهني از اطلاعات غيراخلاقي موجود در اينترنت رهايش نميکرد. اما حداقل امروز ميدونيم که بهترين کارايياي که اينترنت براي ما داره، کارکرد علمي اينترنت هست و کمک بينظيري که اين معجزه قرن ميتونه به ما بکنه. بيدليل نيست که متخصصان امر، اينترنت رو «بعد دوم زندگي بشر امروز» نامگذاري کردند. و باز هم به نقل از "تيم برنزلي"، پدر اينترنت، اينترنت بازتابي واقعي از جامعهاي است که در آن زندگي ميکنيم. اگر ميبينيم مسائل غيراخلاقي، بخش مهمي از اينترنت را تشکيل دادهاند، بايد به لايههاي پنهان جامعه بنگريم. حتماً مسألهاي وجود داشته است که اينترنت آينه بازتاب آن شده است.
اينترنت چاقوي دو لبهاي است که اگر از آن به روش درست استفاده نکنيم، ميتوانيم با آن به خودمان آسيب مهلک وارد کنيم و اگر از آن به درستي استفاده کنيم، ميتوانيم با اين چاقو، ميوهاي رو پوست بکنيم و بخوريم.
اين نظريه دانشمندان غربي رو قبول ندارم ولي گويا بيربط هم نميگويند. ميگويند:
پيش از نسل بشر، شايد نسلهاي ديگري نيز وجود داشتهاند. نه حتما در کره زمين. شايد در سيارهاي بسيار دوردست. و اگر امروز اثري از آنها نيست، شايد به اين دليل است که آنها با پيشرفت علميشان باعث نابودي خودشان شدهاند. ممکن است نسل ما هم دچار چنين سرنوشتي شود. پيشرفت علمي بشر باعث انقراض نسل او شود. نشانهاي از اين مدعا ميتوانند رباتهاي ساخت بشر باشند که روز به روز جنبههاي بيشتري از زندگي او را تحت تأثير قرار ميدهند و شايد روزي انسانها را تحت کنترل خود درآورند و سپس نابودي.
اما اسلام چنين عقيدهاي ندارد. اسلام و همه اديان الهي و در مواردي اديان غيرالهي، پاياني براي جهان قائل نيستند بلکه از پديدهاي به نام منجي سخن به ميان مياورند.
خيلي دوست دارم نظر شما را هم در اين رابطه بدونم.